سیاسی

 

 

 

Dr.Seydi.jpg

اساس نیوز: دکتر جلال الدین سیدی: این روزها مصادف با سالگرد ظهور پدیدهء موسوم به "دولت اسلامی عراق و شام" در عراق تحت اشغال ایالات متحده آمریکا وهمپیمانانش است.  این گروه مشکوک الهویه که ظاهرا نسخهء ارتقاء یافتهء طالبان و القاعده بود، هرچند امروز به ظاهر دوران افول خود را می گذراند، اما هنوز هم از اهمیت تهدیدی که در وهلهء نخست برای خاورمیانه شکل داده ،کاسته نشده است.

پس از سقوط بلوک شرق و نیاز غرب به یک تهدید جدی بجای تهدید اتحاد جماهیر شوروی سابق، خلاء موجودیت یک دشمن ایدئولوژیک که بتواند از یک طرف  "صهیونیزم مسیحی" را پیرامون تقابل با آن منسجم و ساماندهی نماید و از طرف دیگر مرز های سرزمین مقدس صهیون را تا اعماق خاورمیانه گسترش دهد به خوبی هویدا گردید. از همین نقطه بود که پروژهء "اسلامو فوبیسم"  یا همان "اسلام هراسی سیستماتیک" با محوریت" تاویل سلفی خشونت گرا از اسلام" گام به گام اجرا گردید. ابتدا طالبانیسم ملا عمر ، سپس القادهء بن لادن و در آخرین پرده از آن داعشیزم ابوبکر بغدادی پشت سر هم  به منصهء ظهور رسیدند.  همهء این گروهها دارای حداقل دو وجه مشترک برجسته با یکدیگر بودند. "اسلام به غایت خشن انعطاف ناپذیر" و "توسعه طلبی متکی به سلاح و ترور". اینها به زعم تئوری پردازان "صهیونیست-مسیحی" بهترین دستاویز تبلیغاتی برای ایجاد نفرت از اسلام سیاسی در غرب بودند.

 اسلام سیاسی که تا قبل از آن مناسب ترین مصداقش انقلاب اسلامی ایران بودو انقلابی که بزرگ ترین رسالتش صدور ارزشهای اسلام سیاسی انقلابی به اقصی نقاط دنیا، بویژه به غرب بود. در تمهیداتی که آمریکائی ها برای مقابله با آن در پیش گرفتند  ظاهرا قرار بود جنگ "مذهب علیه مذهب" عامل بی ثباتی کشورهای مسلمان باشد. افغانستان ، عراق و سوریه ظاهرا دارای مناسب ترین بستر برای اجرای این پروژه بودند. پس از ملاعمر وبن لادن و ابومصعب زرقاوی و عمر البغدادی، این ابوبکر البغدادی بود که پس از گذراندن یک "دورهء ارشادی" در گوانتاناموا، سر از کرسی زعامت گروه انشعابی از القاعده موسوم به "دولت اسلامی عراق و شام" در آورد. اصولا هویت تمامی رهبران گروههای تروریستی سلفی از ملاعمر و اسامه بن لادن تا ابو مصعب الزرقاوی حتی پس از کشته شدن شان در هاله ئی از ابهام فرو رفته است.اما آنچه از پس فرو نشستن گردوخاک  سالهای گذشتهء پرآشوب تاخت وتاز داعش هویدا گشته ، این استنباط می باشد که داعش محصول پروژهء مشترک آمریکا واسرائیل است.

درگذشته بارها تاکید نمودیم یکی از اهداف مهم پروژهءداعش ایجاد بستر تجزیهء عراق و سوریه برای تاسیس یک دولت متحد اسرائیل تحت عنوان "کردستان بزرگ" بوده است. در این راستا داعش دقیقا به عنوان یک عامل تسریع کننده یا "کاتالیزور" عمل کرده است. این موضوع که داعش علیرغم کشتار فجیع و قتل عام مسلمانان اعم از شیعه و سنی  هیچگاه بطور جدی به اهداف آمریکائی و اسرائیلی حمله نکرد و منافع این دولت ها را در خاورمیانه تهدید ننمود از قرائن بارزی است که موید این نظریه می باشد. داعش تا قبل از حمله به عین العرب (کوبانی)هیچگاه بطور جدی ومستقیم حاکمیت بارزانی در اقلیم کردستان عراق و پ.ک.ک در ترکیه و شاخهء سوریه ئی آن یعنی پ. ی. د را نیز تهدید ننمود. در پناه و استتار گردو خاکی که داعش براه انداخت تجزیه طلبان متحد اسرائیل و آمریکا در عراق و سوریه  به ساماندهی و سازماندهی خود پرداختند و توانستند با بهره گیری از پشتیبانی سیاسی و لجستیک این دو دولت و متحدین غربی ومنطقه ئی شان به یک نیروی نظامی جدی وتهدیدی برای تمامیت ارضی وحاکمیت دولت های منطقه تبدیل شوند. اگر دولت های ایران وترکیه در اخرین دقایق وارد یک اتحاد استراتژیک بر علیه نقشهء تجزیهء سوریه وعراق نمی شدند، بی تردید اوضاع منطقه وفق مراد پروژهء آمریکائی- اسرائیلی و مثلث داعش – بارزانی و پ.ک.ک  چیدمانی به نفع تجزیهء خاورمیانه و به عبارتی "بالکانیزه" شدن آن رقم زده بود.

 

با این وجود هم طرح اسلام هراسی توسط ایجاد وتقویت گروههای تروریست سلفی و بنیادگرا که می توان  از آن تحت عنوان "اسلامو فوبیسم مسلح" یاد کرد و هم طرح تجزیهء کشورهای منطقه با استفاده از فاکتور "قومیت گرائی افراطی" یک پروژهء استراتژیک است که نه با ایجاد داعش آغاز گردیده ونه با فروپاشی آن پایان خواهد پذیرفت. هرچند حوادث اخیر مانند اقدام بارزانی نشان داد که دیگر نمی توان تنها به اتکاء "اعلامیه های بالفور"  اسرائیل سازی  و دولت پردازی کرد. اما این حقیقت را نیز بایستی پذیرفت که وابستگی غرب به شریانهای اقتصادی و انرژی در خاورمیانه مانع از این خواهد بود که غرب و صهیونیزم جهانی به این راحتی دست از سر خاورمیانه بردارند. آنها همانطور که مانع از نابودی کامل طالبان والقاعده شدند، سعی در حفظ بقایای داعش به عنوان یک "استخوان لای زخم منطقه" خواهند نمود. این کار همیشه با ایجاد یک تهدید جدید برای انحراف اذهان از پیرامون تهدید قبلی صورت می گیرد. بازیگران فرا منطقه ئی همواره سعی میکنند با بدست داشتن ابتکار عمل، میدان وناحیهء بازی را خود تعیین کنند.

اینک که داعش به سراشیبی سقوط در غلطیده است برای نجات آن دوباره گروهک های تروریستی همچون پ.ک.ک و  پژاک وارد معادله و فعال شده اند. حملات اخیر به مرزبانان ترکیه و ایران در مرزهای مشترک، عملیات ایذ ائی برای تعویض ناحیهء بازی است تا داعش بتواند برای پنهان شدن از تیر رس زمان داشته باشد. عزم نیروهای مشترک ایرانی-عراقی برای تعقیب داعش در خاک سوریه و آزاد سازی رقه نشان می دهد که تلاش آمریکائی-صهیونیست ها برای محدود کردن پیروزی های بدست آمده توسط اتحاد عراق-ترکیه وایران  بر علیه داعش وتجزیه طلبان کرد در عراق، موفق نبوده است. هرچند به نظر می رسد اهداف اتحاد فوق الذکر کوتاه مدت و محدود همچنین اتحاد موصوف تاکتیکی و شکننده باشد. بایستی دید آیا اتحاد کشورهای مزبور  تحت الشعاع بسنده کردن به همین مقداراز پیروزی های مقطعی ، پایان می پذیرد؟ یا این که با الهام گرفتن از پیروزی های اخیر که حاصل وحدت همسایگان بر علیه تجزیه طلبی در منطقه و مثلث  داعش و بارزانی- پ.ک.ک است، به سوی تاسیس یک اتحاد  استراتژیک فراگیر تر و ماندگارتر پیش خواهند رفت؟

آنچه با تکیه بر حوادث اخیر می توان گفت اینست که بازیگران فرا منطقه ئی سعی در ماهیگیری درخاورمیانه از طریق گل الود کردن آب و ایجاد اشوب و بحران دارند. در این راستا ، دیپلماسی "بین همسایه ها تفرقه بینداز و حکومت کن" مدتهاست در حال اجرا بوده است. این تفرقه علاوه بر این که بین دولت ها اعمال می شود، درداخل خود هر یک از دولت ها که بازیگر منطقه ئی هستند نیز با تحریک و تشدید تمایلات افراطی قومی ومذهبی بافت های دموگرافیک شهروندان تبلور پیدا می کند. مسلما باز تولید داعش ها و بارزانی ها و پ.ک.ک با استفاده از نقطه های حساس و پیوندهای  ضعیف قومی ومذهبی بین دولت ها و همچنین بین ملت های منطقه صورت خواهد گرفت. بنابر این برای مسدود کردن راه بازگشت دوبارهء داعش - تروریسم و تجزیه طلبی ،تنها داشتن برنامهء نظامی و امنیتی  برون مرزی جهت دور نگه داشتن داعش و تروریسم از مرزها و داخل کشورکفایت نمیکند.

 

داشتن برنامهء فرهنگی و سیاسی درون مرزی برای ترمیم وپر کردن شکاف های قومی ومذهبی نیز بسیار حائز اهمیت است. زیرا داعش و تروریزم و سایر تهدیدات مبتلا به منطقه،  موجودیتی تک ساحتی ندارند. یعنی وجود انها تنها متکی به قوهء قهریه ونظامی نیست تا بتوان بوسیلهء تقابل نظامی آنها را از میان برداشت . آنها مدتهاست با صرف هزینه و زمان وانرژی بسیار وارد حوزه فرهنگ و تبلیغات شده اند. بنابراین کار فرهنگی و تئوریک بعنوان متمّم مبارزه با این گروههای تروریستی که با تئوریزه کردن تروریسم و دادن بُعد ایدئولوژیک به آن بسیار پیچیده تر از آن شده اند که بتوان به نابودی فیزیکی شان بسنده نمود، بسیار شایستهء توجه و حائز اهمیت است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

خیرین ایلیارتورکمنصحرا

برای کمک به بیماران تهیدست
شماره کارت
 6037691980012124
شماره حساب
0109936533002
  بانک صادرات شعبه مدنی گنبد

 

 

شماره تماس سفارش:

0935

354

5288

 

خیریه احسان

تلفن:

33230357

شماره کارت ملت

3672_7007_3377_6104