سیاسی

 

 

onsori.jpgتورکمنیا- استاد آنادردی عنصری؛ محققان تاریخ بر این عقیده اند که شناخت تاریخ عمدتاً بر مطالعه ی منابع ذیل استوار است :

 

-          مکتوبات ؛ شامل کتاب ها، کتیبه ها، انواع اسناد و قراردادها و ...

-          محسوسات ؛ شامل انواع سازه ها، مصنوعات، سکّه ها و ...

-          معقولات ؛ شامل استنباطات از منابع و تحقیقات مکتوب .

این منابع البته محصول "تمدّن بشری" اند و خود نشانه های آن . امّا افزون بر اینها که گفته آمد

یک منبع دیگر نیز وجود دارد و آن (منقولات) و یا "روایات" شفاهی رایج در میان مردم است. البته

باید اذعان کرد که "روایات" دو مختصه ی اساسی دارند؛ اوّل اینکه برخلاف منابع سه گانه ی

مذکور در بالا که گفتیم زاده و محصول "مدنیّت" اند، "روایات" محصول و زاده ی جوامع بدوی و

عشیره تی اند و بسیار "پیشتر" از ورود "بشر" به مرحله ی زندگی تمدنی به عنوان یک ابزار بیان

رویدادهای اجتماعی پذیرفته شده و در طول زمان در بعض جوامع عشیرتی مثل "جامعه ی

ترکمن" در حکم یکی از منابع اصلی حفظ مواریث فرهنگی مورد استفاده بوده است .براین اساس

یک پژوهشگر حوزه ی تاریخ و ادبیات در کار تحقیقات خود بسته به درجه ی رشد جامعه ی هدف،

به منابع یاد شده رجوع خواهد کرد. در یک جامعه متمدن دارای ساختارهای متعارف سیاسی،

اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، پژوهشگر از داده های منابع سه گانه فوق بهره خواهد برد. و در

یک جامعه ی نیمه عشیرتی که به میزانی فاقد مظاهر تمدّنی پیشگفته بوده است، محقق در کنار

منابع سه گانه یاد شده بناچار به "منابع روایتی" موجود در جامعه ی هدف نیز پرداخت. اما

پرداختن به روایات نیز خود مراتبی دارد و مشروط به شرایطی است . منبع روایتی که رویدادی

تاریخی را بیان می کند در صورت نزدیک بودن به زمان وقوع آن واقعه از اعتبار برخوردار خواهد

بود . نیز با واسطه ی مؤثق بودن راوی، همینطور شرط مطابقت با شرائط محیطی زمان وقوع آن

واقعه و همچنین به میزان مطابقت با سایر روایات مشابه نقل شده ارزشگذاری می شود.

با رعایت جوانب فوق است که یک کار تحقیقی در مورد یک موضوع مشخص تاریخی اعتبار و

ارزش علمی بخود میگیرد.

جمعبندی مطالب فوق را می شود بصورت زیر خلاصه کرد:

-          منبع روایت یا راوی آن باید روشن باشد .

-          منبع روایت و راوی باید معتبر باشد .

-          منبع روایت و راوی باید به زمان وقوع رویداد نزدیک باشد.

-          روایت با شرائط تاریخی و محیطی زمان مورد نظر مطابقت داشته باشد .

با این مقدمه وبا استناد به اصول و سنجه های علمی یاد شده، به یکی از "روایات" رایج در

خصوص زندگی "مختومقلی" شاعر ملی ترکمن می پردازیم. این روایت درباره ی وجود شخصی با

نام "شاغوربات" بیان شده است.در بررسی های صورت گرفته حول زندگی "شاغوربات" و مرتبط

با حیات شاعر مختوم قلی، از میان روایات ذکر شده ی مکتوب و غیر مکتوب، پنج گونه روایت را

می شود تفکیک کرد.

عام ترین وجه مشترک این روایات نیز همانا "متفاوت" بودن آنها از یکدیگر است.

بیایید این روایات را یک به یک بررسی کنیم:

راوی اولین روایت یکی از محققین ترکمنستانی است که می نویسد: "پژوهشگران ادبیات بعض

روایات مردمی را با توپونیم "حاجی غوشان" به عنوان زادگاه مختوم قلی مرتبط می کنند. یکی از

روایات اینگونه شرح میدهد که: مسافری با نام "شاغوربات" در مسیر سفر خود به سوی

مکّه ] مکرمه[ در روستای محل سکونت مختوم قلی فرود می آید . وی پس از آشنایی و صحبت با

شاعر گفته است؛ "دیگر من به مکّه ] مکرمه[ نخواهم رفت زیرا که ] با ملاقات با مختوم قلی  من

به زیارت حج خود نائل آمدم . ( مختوم قلی و زمانه وی . میرات آنّا نپس اف ص 90 ) آنگونه که از

روایت بر می آید، بین شاغوربات و مختوم قلی پیش از این ملاقات هیچگونه آشنایی و قرابت

نبوده است. افزون بر این نویسنده در ادامه ی مطلب به این موضوع که شاغوربات پدرزن دولت

محمد آزادی یا مختوم قلی بوده باشد هیچگونه اشاره ای نمی کند .

روایت دوم را مراد دردی قاضی اینگونه شرح می دهد : " ملّا شاغوربات پدر زن دولت محمد آزادی

بوده است . وی بعد ها به عنوان یکی از اعضاء خانواده ی مختوم قلی در کنار خانواده به زندگی

ادامه می دهد . گفته شده است که وی شخص بسیار عالم و دانا بوده. از این رو دولت محمد

آزادی وصیّت کرده که "هروقت خواسته باشید مرا بخوانید پیشتر ملّا شاغوربات را طلب کنید".

در هنگام تحصیل مختوم قلی در مدرسه ی شیرغازی خیوه، ملاشاغوربات بعضاً برای وی آذوقه

به خیوه می برده است . روایت کنند که روزی ملّا شاغوربات به خیوه نزد مختومقلی آمده

بود.شاعر از وی وضعیت خانواده و ایل را جویا شد.ملّا شاغوربات در جواب می گوید : " خانواده و

خویشان همه در سلامت اند و آنجا که مختومقلی از "منگلی " می پرسد، شاغوربات در جواب می

گوید: منگلی را به "شیخیم هارپیق " تزویج کردند. شاعر در بیان این واقعه شعر با مطلع

"بولمادی بیزگه نصیبینگ ایسته دیم گویزدن شیخیم سنی ." دییدینگ اوتیسن قیش تاپارین تأزه

نوروز دان منی ". ترجمه : نصیبم نشدی از پاییز طلب کردم تو را / گفتی زمستان سرآید ز نوروز

یابم تورا را می سراید.(دیوان مختوم قلی 1387 به کوشش مراد دردی قاضی .مقدمه ، ص 37)

روایت سوم با اندکی مغایرت با روایت دوم، در کتاب " فداکار" آمده است.نویسنده از قول

"غاراایشان " چنین روایت می کند : " افرادی که برای طلبه های مدرسه "ادریس بابا"واقع در

"قزل آیاق" آذوقه می بردند،خبر غم انگیز ازدواج منگلی با فرد بیگانه را به مختومقلی که مشغول

تحصیل بود رسانده اند . شاعر به شنیدن این خبر دردناک غزل "گویزدن سنی"( از پاییز تا حال ) را

بدین مطلع می سراید :"

"بولمادی بیزگا نصیبنگ استادیم گویزدن سنی"

" دییدینگ اوتسون قیش تاپارمن تازه نوروز دان سنی " (فداکار صص 99-100).

روایت چهارم را راقم سطور از یکی از مطلّعین محلّی شنیدم. روای چنین می گوید :

" شاغوربات پدرزن مختومقلی بوده است . مزار وی در ضلع جنوبشرق آرامگاه دولت محمد آزادی

و مختومقلی واقع است . روایت کنند که مختوم قلی وصیت کرده که؛ هرگاه قصد زیارت خاک من

و پدم را داشته باشید مقدمتاً مزار شاغوربات را زیارت کنید ".

روایت پنجم را نگارنده از یکی از اعضاء خانواده مختومقلی شنیدم که گفت :

"شاغوربات پدر اورازگل است . اوزازگل همسر تورکمن دولت محمد آزادی و مادر مختومقلی

است. " طبق روایت، دولت محمد آزادی پس از مرگ همسر اول خود  اورازگل  با یک زن قزاق

ازدواج می کند و از او نیز صاحب فرزندانی می شود. ولی به تصریح خانواده مختومقلی و به نقل

از مرحوم "غارا ایشان" شاغوربات اصلیت تورکمن داشته و پدر اورازگل و به بیان دیگر پدر زن

دولت محمد آزادی بوده است . "

از روایات پنجگانه فوق در نظر اول چنین برمی آید که درباره ی « شاغوربات » به عنوان یک

شخص حقیقی روایات متفاوت وبعضا متخالف دربین مردم رواج یافته است. حال به تحلیل این

روایات می پردازیم :

بنظر میرسد روایت های دوم وچهارم به لحاظ « منبع» ایراد دارند. زیرا در این دو روایت نه منبع

ذکر می شود  فارغ از موثق بودن یا نبودن ان  ونه از راوی اولیه نام برده می شود افزون براین

در این دو روایت موقعیت دولت محمد ازادی ومختوم قلی با یکدیگر جابجا می شود . در روایت اول

، شاغوربات پدرزن دولت محمد ازادی ودر روایت دوم ، وی ، پدرزن مختوم قلی ذکر می شود . نیز

در روایت اول موضوع زیارت قبور بار اول از قول دولت محمد وباردوم از قول مختومقلی روایت می

شود .فلذا قابل درک است که اینگونه روایات از منظر اصول پژوهشی فاقد ارزش خواهند بود

وروایت موثق ومطمئنی نمی توانند باشند.

در روایت سوم اما حداقل از راوی روایت اسم برده می شود.  غارا ایشان  واین نقطه قوت این 

روایت است. می دانیم که مرحوم غارا ایشان به عنوان عضو فاضل خانواده مختوم قلی در زمان

حیات خود اطلاعات فراوانی از « حیات شاعر » جمع اوری کرده وطرف رجوع پژوهشگران بوده

است.

دراین روایت نیز همانند روایت دوم از مختوم قلی ، منگلی وشعر « گویزدن سنی» ( از پائیز )

سخن می رود

علیرغم این مشابهت، دو روایت در مورد مکان وقوع رویداد اختلاف دارند. در روایت دوم مکان

رویداد«خیوه» ذکر می شود ودر روایت سوم مکان واقعه  روستای قزل ایاق مدرسه ادریس بابا

بیان می شود. بعلاوه در روایت دوم بطور مشخص از « شاغوربات » نام برده می شود اما در

روایت سوم نامی از شاغوربات نیست وفقط از « اشخاص آورنده ی » آذوقه به طلاب بدون ذکر

نام شاغوربات سخن می رود.

روایت پنجم دو نقطه ی قوّت دارد . اوّل راوی روایت در حال حاضر از اعضاء تحصیل کرده ی

خانواده ی مختوم قلی است و دوّم اینکه وی روایت خود را از قول "غارا ایشان" نقل می کند. در

این روایت بطور قطع گفته می شودکه شاغوربات پدر "اورازگل" است . "اورازگل" همسر تورکمن

دولت محمد آزادی و مادر مختوم قلی است. نتیجه اینکه شاغوربات اصلیت تورکمنی داشته و پدر

اورازگل و به بیان دیگر پدر زن دولت محمد آزادی است.روایت اول اما از اساس با روایت های

چهارگانه ی یاد شده تفاوت دارد . اول اینکه در یک اثر پژوهشی نقل شده و نویسنده در قسمت

کتاب شناسی منبع روایت خود را ذکر کرده است . و این حداقل به روایت نقل شده اعتبار علمی

میبخشد دوم اینکه تصویر کاملاً جدیدی از "شاغوربات " ارائه می دهد و تصریح می کند که

شاغوربات و مختومقلی اساساً تا قبل از ملاقات، با یکدیگر آشنایی نداشته اند . و نکته آخر اینکه

بر خلاف روایت های دیگر جایگاه مرید و مرادی بین این دو شخص تغییر کرده و این شاغوربات

است که خود را "مرید" مختوم قلی معرفی می کند . تنها نقطه ی ضعف این روایت نیز شاید

تلاش در جهت ربط دادن آن با توپونیم "حاجی غووشان" باشد . حاصل سخن آنکه، بررسی جزئیات

روایت های پنجگانه فوق و تطبیق اطلاعات ارائه شده ی آنها با یکدیگر متأسفانه مارا به این نتیجه

رهنمون می شود که هر یک از آنها ایراداتی داشته و بعضاً متناقض نما هستند . ولی در عین

حال این کثرت در اختلاف در یک نقطه به وحدت می رسند و آن اینکه هیچیک از روایات یاد شده از

"قزاق"  بودن شاغوربات سخن نمی گویند . این در حالی است که در روایت پنجم که بنا به دو

وجه پیشگفته بنظر می رسد نسبت به روایات دیگر از اعتبار و استحکام بیشتری برخوردار باشد

بطور مشخص نسبت به تورکمن بودن شاغوربات تأکید می شود و گفته می شود که شاغوربات

از طایفه ی گرکز و پدر اورازگل همسر تورکمن دولت محمد آزادی بوده است .

لذا بنظر می رسد روایت پنجم فعلاً و با توجه به اطلاعات حال حاضر، نسبت به روایات دیگر مؤثق

تر بوده و ما ناچاریم این روایت را به عنوان یک روایت "بالنسبه صحیح" قبول کنیم. چنانچه این

حکم را بپذیریم، منطقاً عکس قضیه را نیز ناچاریم بپذیریم که چون تورکمن بودن شاغوربات صحت

نسبی دارد لذا نمی تواند در عین حال دارای قومیت دیگر نیز باشد، پس وی نمی تواند قزاق

باشد و فرض تورکمن بودن آن قوت بیشتری داشته و تأیید می شود .

 

آنادردی عنصری

اسفند 1394

منبع: وبلاگ بنیاد مختومقلی فراغی

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

گولکولوک

 

 

خیرین ایلیارتورکمنصحرا

برای کمک به بیماران تهیدست
شماره کارت
 6037691980012124
شماره حساب
0109936533002
  بانک صادرات شعبه مدنی گنبد

 

 

شماره تماس سفارش:

0935

354

5288

 

خیریه احسان

تلفن:

33230357

شماره کارت ملت

3672_7007_3377_6104