سیاسی

 

 

635064611701931890.jpgتورکمنیا- غفور سخائی: بحث نامگذاری تورکمنی وتوجیه کردن ثبت احوال هم در نوع خودش جالب است یکی ازدوستانم برای گرفتن شناسنامه برای نورسیده اش مراجعه می کنه به اداره ثبت احوال می پرسند اسم نوزاد جیه ؟ میگه "آرقا داغ".

مسئول ثبت میگه :داغ را بلدم  حالا "آرقا یعنی چی؟ طرف میگه :به معنی پشت وپشتیبان. میگه اینکه نمیشه  :"پشت داغ (سوزان)"!طرف میگه: بابا داغ در تورکمنی میشه"کوه"! مسئول ثبت میگه اینکه بدترشد که! پشت کوه هم شد اسم! نه آقا نمیشه اسم دیگه ای انتخاب کنید!دوستم هرچه اصرارمیکنه ومیگه که این اسم در زبان مامیشه" پشتوانه ای چون کوه " اما اصرار دوستم  کارگر نمی افته ونهایتا مجبور میشه اسم بچه شو بذاره یحیی!

وقتی دوستم این ماجرا را تعریف کرد گفتم جالبه  بنابر استدلال مسئول ثبت احوال خیلی از واژه های زبانهای دیگرهم در زبان تورکمنی معانی دیگری دارند مثلا«کوپ چک»   که اسم یک فوتبالیست است در زبان تورکمنی  متکا (بالش) معنی می دهد. همینطور« بالاک» بازیکن آلمانی  در زبان تورکمنی به معنی زیر شلواری است! وازاین قبیل فراوان است مثلا":

 1- گلگیر:  بیا وارد شو  (کسی دم درایستاده وقتی بهش تعارف می کنیم بیاد داخل می گیم «گل گیر اویه» )

2-ایتالیا:  سگ می گیرد! (ایت آلیا)

3-اوباما: برای روستای من  مثال:اوباما گازچکیلدی.(روستیایمان گازکشی شد)

4-سنسور: تو بران , تورانندگی کن .مثال: من یادادیم , ماشینی سن سور( من خسته شدم تورانندگی کن)

5-سنتور:  تو بلندشو .مثال:,سنتور من اوترجاق (توبلندشو من می خوام بنشینم

6-آنا ناس!: در خواست ناس از آنا ! مثال: آنا ! ناس بر! ( آنا! ناس بده)

حالا ؛ ال.ای.دی و ال.سی.دی راخودتان بگید چی میشه!؟

در جمعی نشسته بودیم یکی از دوستانم به نام تیمور قراربود یک شرکت تولیدعسل بزنه ؛می دانید که عسل درزبان تورکمنی «بال» گفته می شود. دنبال یک اسم برای شرکت خودش می گشت.  پرسید چه اسمی برای شرکت من  مناسبه ؟ یکی از دوستان حاضر جواب که درجمع ما بود گفت: بذار «بالتیمور» !

شخصی  به نام «غفور» تعریف می کرد: در یک کوچه دنبال یک آدرس(خانه) می گشتم بالاخره پیداکردم .دم در خانه که رسیدم زنگ در را فشاردادم مدتی  صبر کردم ولی کسی نیامد در را باز کند ؛دوباره زنگ زدم دیدم خبری نشد تا اینکه یکی از پنجره ساختمان دوطبقه روبرو سرش را بیرون آورده و میگه : غفور! هرچه فکر کردم طرف رو به جا نیاوردم آخه منو به اسم خطاب می کرد سلام وعلیکی کردم باتکان دادن سرم  و دوباره  زنگ دررا فشار دادم وقتی دید من دوباره زنگ میزنم , این بارباصدای بلندتر گفت:غفور! زنگ لری خراب دیان!(میگم در بزن زنگشون خرابه)من تازه متوجه شدم که بنده خدا می گفت:غافی اور(دربزن) زنگشون خرابه!

منبع: وبلاگ چال چوروک

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

گولکولوک

 

 

خیرین ایلیارتورکمنصحرا

برای کمک به بیماران تهیدست
شماره کارت
 6037691980012124
شماره حساب
0109936533002
  بانک صادرات شعبه مدنی گنبد

 

 

شماره تماس سفارش:

0935

354

5288

 

خیریه احسان

تلفن:

33230357

شماره کارت ملت

3672_7007_3377_6104