سیاسی

 

 

 

11.jpg

اصولا ارتفاع با قدرت شنوائی رابطهء معکوس دارد. وقتی میرویم بالای کوه فشار هوا باعث می شود گوشهایمان بسته شود. وقتی هم یک نفر به قدرت می رسد و می رود آن بالا بالا ها،گوشهایش بسته می شود. صداها را درست نمی شنود،شاه هم تا وقتی آن بالا بود صدای اعتراضات را که داشت به انقلابات منجر می شد نمی شنید و فقط وقتی شنید که کشیده می شد پائین و نزدیک برخورد با زمین بود. رفت نشست متنی را که جلویش گذاشتند با خواری وذلت شروع کرد به خواندن که"من صدای انقلاب شما ملت ایران را شنیدم"ولی اکنون دیگر کسی صدای او را نمی شنید!

دیکتاتورها همیشه همینطورند. به وقتش صداها را نمی شنوند.مخصوصا صدای پای انقلاب را.

🍀به برکت انقلاب دوباره احزاب و نهاد های سیاسی واجتماعی روشنفکری و مردمی پا به عرصهء فعالیت گذاشتند. اما مشکل ما ایرانی ها اینست که رعایت اعتدال نمی کنیم. طرفدار غلظت هستیم. هرچیزی غلیظ و شدیدش را دوست داریم. با میانه روی "میانه نداریم"! تازه احساساتمان هم موی دماغ عقلانیت ماست. بدون اینکه خودمان حواسمان باشد آدمهای معمولا رومانتیکی هستیم. بجای این که سعی کنیم با منطق طرف را متقاعد کنیم،سعی داریم با قسم خوردن و قسم دادن  متقاعدش کنیم. شاید هم بهتر باشد بگویم آدمهای دراماتیکی هستیم. گریه کردن را هم بیشتر از خنده کردن دوست داریم.

🍀یک عده که اوایل دهه پنجاه افتاده بودند زندان،اواخر دهه پنجاه به برکت انقلاب آمدند بیرون. اوضاع آنها هم خیلی دراماتیک بود. با همان عقاید فریز شدهء دوران اوایل دهه پنجاه خواستند ادامهء" تز"شان را در اواخر دهه پنجاه ، ازهمانجا که یک دهه پیش ول کرده بودند،از سربگیرند و پیش ببرند! سگ اصحاب کهف هم می دانست "سکهء دقیانوس" دیگر با گذشت آنهمه سال نمی توانست رواج داشته باشد.

🍀تکنولوژی و توسعه سرعت حرکت را در هر عرصه بالا می برد. همانطور که می گویند پول پول می آورد،پیشرفت هم پیشرفت می آورد. الان دیگر تغییرات در واحد روز انجام نمی گیرد که بگوئیم روز بروز داریم جلو ویا عقب می رویم. ثانیه به ثانیه است. آنوقت اینها از غار بی خبری از شرایط و اوضاع واحوال جامعه و بریده از حقیقت انقلاب و نه تئوری اش، آمده بودند رهبری انقلاب را بدست بگیرند.  عقدهء عملی نشدن "تزانقلاب توده ئی با توسل به قیام مسلحانه" را می خواستند به هرشکلی شده باز کنند تا تحلیل های بلشویکی  شان غلط از آب در نیامده باشد. دیدند مردم جلوتر از آنها انقلاب کردند،آن انقلاب را قبول نداشتند. دبه در می آوردند. میخواستند خودشان انقلاب خودشانرا  راه بیندازند.

🍀با خودشان فکر می کردند: مگرمی شود بجای طبقهء کارگر و روشنفکر مردم عادی انقلاب کرده باشند؟آنهم بدون رهبری اینها.خورده بورژوازی سنتی متمایل به فئودالیسم را چه به انقلاب علیه بورژوازی کمپرادور؟! باید کاسه ئی زیر نیم کاسه باشد. با تحلیل های کلاسیک دیالکتیکی جور در نمی آمد!. شلوغش کردند. شلوغ کاریشان گریبان نسل جوان وخام را گرفت. اما بالاخره به نوعی مهار شد. مدتها طول کشید زخمی که از نیشتر دگماتیسم چپ تندرو بر تن انقلاب ونظام نشست ترمیم شود. هرچند جای زخمش برصورت تاریخ  از بین نمی رود.

 

🍀تند روی و خودمرکز بینی این نوع تفکر التقاطی و هرج ومرج طلبی شان باعث طولانی شدن دورهء نقاهت انقلاب شد. موضوع قبول اصل تحزب و آزادی تشکلهای منتقد ومخالف بخاطر همین ذهنیت به خطر افتاد. معلوم است شما هرچیزی را بخواهید با گردن کلفتی  ازدست کسی دربیاورید اجازه نخواهد داد. آن چیز اگر قدرت سیاسی باشد و آن کس اگر دولت انقلاب باشد، تازه بخواهید بازور و اسلحه و شورش این کار را بکنید،عمرا اگر اجازه بدهد. حق هم دارد اجازه ندهد. اجازه هم نداد. خیلی ها هم از اینطرف تندروی کردند.اصل لزوم وجود حزب و تحزب را انکار کردند. شعار "حزب فقط حزب الله" سردادند. اما انقلاب درمسیر خودش همهء این موانع را عبور کرد. احساسات غلیظ وشدید را فرو نشاند و عقلانیت را به صحنه بازگرداند. نظام به ثبات دست یافت. دوباره نهادهای مدنی و سیاسی وتشکل های مردم نهاد و احزاب به صحنهء تعامل جهت توسعه باز گشتند. اما این بار با مشکل بزرگتری مواجه بودیم. مشکل اصالت نداشتن حزب وکار حزبی.

🍀احزاب در مملکت ما اگر اصل نظام را قبول داشته باشند می توانند فعال باشند. هرچند یک عدهء تندرو همیشه هستند که جز عقیده و تفکر خودشان هیچ عقیدهء دیگری را بر نمی تابند. راحت ترین راه را برای مقابله وحفظ وضع موجودشان بر می گزینند. راه حذف مخالف و پاک کردن صورت مسئله!. اینها را نمی شود متقاعد کرد که اگر منتقد را اجازهء انتقاد صحیح وقانونی ومشروع ندهید  می رود زیر زمین. آنجا درست یا غلط ریشه می زند و قوی تر از گذشته باز می گردد سطح زمین. خدا راشکر این طرز تفکر تندروی خودمرکز بین کاسهء داغتر از آش، در اقلیت هستند. در اقلیت هم خواهند ماند. هرچه هم اصرار کنند بیشتر در ورطهء انزوا و جدائی از تودهء مردم  فرو خواهند رفت. هر انتخاباتی که می شود مردم به طرف مقابل آنها رای می دهند.

🍀 اینها هم مثل نسخه های هم تیپ مقابل شان سعی در شلوغ کاری دارند. چپ رادیکال وراست رادیکال درجهت تقویت هم عمل می کنند. اما نظام دیگر به مرحلهء بلوغ رسیده است. سعهء صدر و آستانهء تحملش بیشتر شده است. با هوچی گری چند نفر تندروی کم جنبهء میراث خوار تحریک نمی شود. عقلانیتش بر عصبیتش می چربد. در زمینهء سیاسی وامنیتی کارشناسانش آدم های باسواد و روشن بینی هستند. به شرطی که طبق قاعدهء معروف "لاضرر ولا ضرار فی الاسلام" عمل شود. حدو اندازه و چارچوب ها وخطوط قرمز نظام محترم شمرده و رعایت بشود.

🍀اما متاسفانه روند تشکل وتحزب علیرغم فضای باز نسبی در مملکت، پا به پای توسعهء اجتماعی-فرهنگی جامعه پیش نمی رود. ما حزب واقعی به مفهوم متداول کلاسیک آن در دنیا،نداریم. یک عده بلند شده اند با استفاده از نفوذ خودشان یک عده از فک وفامیل و همبستگان و وابستگان واعوان وانصار "خودشان" را اورده اند و حزب وتشکل ثبت کرده اند. موسم انتخابات که می شود سرو کله شان برای چانه زنی ومعامله با نامزدهای انتخاباتی و گرفتن وعده وامتیاز از آنها پیدا می شود. آنها هم بسته به اینکه باد منافعشان رو به کدام سمت می وزد به همان جهت گردو خاکی راه می اندازند و بعد می روند می نشینند برای انتخابات بعد. اینها احزاب انتخاباتی هستند با بافت وساختار ایل وتباری وخان خانی. مجوز  دارند. احتمالا بواسطهء کمیسیون ماده ده احزاب کمک های دولتی هم دریافت می کنند اما از انتخابات تا انتخابات لام تا کام زبان به طرح هیچ انتقاد وپیشنهاد نمی گشایند. نه برنامهء آموزش اعضا وجوانان وغیره دارند. نه کنگره ونشست منظم و شفاف دارند. نه کار توضیحی وتوجیهی و تبلیغاتی دارند. نه در شهرها ومناطق دفتر و شعبه وتشکیلات دائمی دارند. نه برای رفع معضلات پیش مسئولین مملکتی می روند و درد مردم را باز می گویند تا لا اقل چهار نفر طرفدار بیشتر پیدا کنند.

🍀این"خانواده های احزاب"دنبال این هستند انتخابات و فصل چانه زنی و فروش امید وخرید رای فرا برسد.اینها بعنوان یک حزب موجودیت واقعی ندارند ،فقط فضا اشغال می کنند. "بنگاه معاملاتی انتخاباتی" هستند. بصورت خانوادگی و قبیله ئی وعشیرتی اداره می شوند. متکی به بعضی خانواده های سرشناس ذینفوذ هستند.سران این احزاب اکثرا بایکدیگر وابستگی  نسبی و سببی دارند.به تعبیر دیگر:  بصورت خانوادگی و ملوک الطوایفی اداره می شوند.حتی قادر نیستند نقش سوپاپ اطمینان را هم بدرستی ایفا کنند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

گولکولوک

 

 

خیرین ایلیارتورکمنصحرا

برای کمک به بیماران تهیدست
شماره کارت
 6037691980012124
شماره حساب
0109936533002
  بانک صادرات شعبه مدنی گنبد

 

 

شماره تماس سفارش:

0935

354

5288

 

خیریه احسان

تلفن:

33230357

شماره کارت ملت

3672_7007_3377_6104