سیاسی

 

 

×

خطا

There was a problem loading image hosting-web-hosting-64493.jpg

 index.jpg

 

 قسمت اول: کباب خوردن یا کباب شدن؟! مسئله اینست!

تورکمنیا- دکتر سیدی: "شفاف سازی" و شعار"دانستن حق مردم است" همیشه جزو پرنسیپ های اخلاقی من بوده است. اعتقاد قلبی داشته ام کسی را که حساب پاک است،از محاسبه چه باک است؟ بنابر این سعی کرده ام روی "ریل صداقت" حرکت کنم و در"پرتو شفافیت" راه خودم را گم نکنم و از ریل خارج نشوم. این نسخه ئی است برای تمام فصول، که می توانید فارغ از دغدغه ء "عوارض جانبی" برای همهءآنها که دوستشان دارید بپیچید. از شفافیت تنها خلافکاران واهمه دارند. بنابر این چون از این رویه ضرری که مایهء شرمساری ام باشد ندیده ام، آنرا ادامه می دهم.

  ورود اینجانب به جریان مسائل اسبدوانی از زمانی آغاز شد که به عنوان مدیر برنامه ریزی نمایندهء گنبد جناب آقای قرجه طیار تصمیم به سازماندهی وساماندهی برنامه ریزی امور دفتر نماینده گرفتم. یکی از موضوعاتی که نیازمند ساماندهی بود موضوع کمیته های تخصصی زیر محموعهء دفتر بود که می بایستی افراد کارشناس در مسائل مربوطه به بررسی و حل مشکلات مربوط به حوزه های مورد نظر می پرداختند. یکی از این کمیته ها نیز کمیتهء ورزش بود. درحوزهء ورزش برخی شاخه ها مانند والیبال و اسبدوانی دچار معضلات مزمنی بودند. اصلی ترین مانع توسعه در این حوزه اختلافات شخصی و جناح بندی های موجود بین متولیان امور و ورزشکاران و پیشکسوتانی بود که تضادهای ایشان چالش و تنش را در تارو پود والیبال و سوارکاری گنبد تنیده بود. جملهء مشهور" اگر فلانی باشد من نیستم!" یا "اگر میخواهید من باشم ،فلانی نباید باشد!"  یکی از جمله های روتین مورد استفاده درادبیات افرادی بود که بعنوان کارشناس و صاحبنظر در این حوزه ها به اصطلاح فعال بودند! و مانند شمشیر دموکلس بر فراز گردن "توسعهء ورزش شهرستان" و امثال حقیر که برای یافتن راهی جهت رفع تنش در این حوزه ها "سَرَک" می کشیدیم سنگینی می کرد. همهء طرف های درگیر جناح مخالفشان را متهم به "باند بازی" می کردند و برای اثبات این ادعا دلایلی داشتند. اما خودشان هم بنوعی به ویروس "باندبازی" و "منّیت محوری" و"خودخواهی" آلوده بودند. وگرنه چه دلیلی داشت که نخواهند بخاطر مردم و توسعهء ورزش مظلوم ومحروم و مستضعف منطقه، این "تضاد های آشتی ناپذیر عصر جاهلیت" را کنار بگذارند و شانه به شانه برای رفغ موانع توسعه قدم بردارند؟ درعجبم که حالشان مصداق این شعر است که می گوید: صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را،خوبی چه بدی داشت که یکبار نکردی؟!

 

وقتی دیدم که یکی از دو بال افتخار آفرین ورزش منطقه که معرف تاریخ وهویت مردم من است، یعنی سوارکاری،دستخوش تنش و بحران وزخم و بیماری است، برخود واجب شمردم اگر کاری برای اصلاح وضعیت نابسامان موجود ازدستم بر بیاید، دریغ نکنم. آقای طیار ابتدا موافق نبود. می گفت : دکتر دائی، این حوزه خیلی پیچیده و پرحاشیه است. ورود نکنیم بهتر است. اما اگر قرار باشد حوزه های پیچیده و پرحاشیه را از ترس آلوده نشدن، به "امان مافیا" رها کنیم، بالاخره چه کسی بایستی نور کم فروغ امید را که رو به خاموشی است دردل مردم زنده نگه دارد؟ کدام دکتر بخاطر ترس از آلوده نشدن به بیماری مریضش، او را به امان خدا رها می کند؟ برای تمیز کردن، ابتدا باید "پیه خاکی شدن" را به تن مالید! کسی که از گردو خاک بترسد، نمی تواند هیچ چیزی را تمیز کند. یکی میبایست برای خاکروبی از چهرهء افسرده و پژمردهء سوارکاری ورود می کرد. چرا ما نباشیم؟ بقول شاعر بزرگ تورکمن،کریم قربان نفس:  "کار راحت را هرکسی می کند، کار سخت را کردن، کار است. ما از آن نسلی هستیم که شعارشان این بود: مبارزه می کنم، پس هستم!

 

به هرحال برای حل و فصل معضل اسبدوانی گنبد ورود کردم. باید آسیب شناسی می شد. با اسبداران ومربیان در دفتر نماینده جلسه گذاشتیم. با افرادی که در این حوزه بعنوان تاثیر گذار نام برده می شدند از رئیس ورزش وجوانان شهرستان تا حسابدار و برنامه نویس و پیشکسوت نشستم و تحقیق کردم و اظهاراتشان را جمع بندی کردم و به نماینده منتقل کردم. اسناد همهء اینها ثبت شده موجود است. خواستم طرفین مناقشات را به یکدیگر نزدیک کنم و اوضاع را به روش ریش سفیدی سرو سامان دهم. اما نتوانستم افرادی را که منشاء چالش و تنش بودند متقاعد کنم درکنار هم بنشینند. در آن هنگام آقای نوربردی توسلی رئیس هیئت سوارکاری بود و مخالفان نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد تنها یک جمله را روی درفشهای برافراشته درمیدان جنگ بی سرانجام سوارکاری گنبد با خطوط برجسته نوشته بودند: توسلی باید برود.

با نگاهی به ضعف مدیریت آقای توسلی رسیدن به صحت این درخواست آنچنان سخت هم نبود. اما برای رفتن توسلی ابتدا باید غفاری می رفت. کسی که بیست و سه سال روی کرسی ریاست تربیت بدنی و ورزش جوانان جا خوش کرده بود. بقول اطرفیانش هیچ نماینده ئی هم نتوانسته بود تکانش بدهد. اما بالاخره در زمان طیار با این منصب خداحافظی کرد. پشت بندش توسلی هم رفت. وقتی خانه ئی را که توسلی ترک کرد از نزدیک تر دیدیم تازه متوجه شدیم تا چه حد ویران است. میراثی که "توسلی و تیمش" برجای گذاشته بودند کلی بدهی بود. اما تیم توسلی او را درآفساید رها کرده و همهء کاستی ها را "سخاوتمندانه" به دوش توسلی حواله می کرد. بازیرکی طوری جملهء" توسلی بیگناه است" را ادا می کردند که کسی،حتی خود توسلی هم شک نمی کرد هدف اینها در دفاع از توسلی اثبات بیگناهی او نیست، هدفشان اثبات جایگاه اتهام برای توسلی است. آنها توسلی را درجایگاه متهم نشانده بودند. بعنوان "تنها متهم"! این دادگاه بدون دادرسی، متهم ردیف دوم و سوم نداشت. توسلی اما طبق روال ساده لوحانهء همیشگی اش، بدون توجه به وضعیت دراماتیک "متهم تنها" بودن، از دفاع هم تیمی هایش خوشنود بود. هم تیمی هائی که سرمیز شام چندین برابر بیشتر از او خورده بودند اما صورتحساب را بنام توسلی صادر کرده بودند و مرتب می گفتند: توسلی چیزی نخورده است،کمتر حساب کنید! بنظر خود من، توسلی واقعا هم چیزی نخورده است. اما اراده ئی برای یافتن خورندگان اصلی در بین نیست. شاید هم آنچه بعنوان "خوردن" از آن سخن گفته میشود،تنها ضرر ناشی از سوء مدیریت باشد. به هر صورت ما درجایگاه قضاوت نیستیم. باید بازرس و دادرس با تحقیق وتفحص اصولی و عادلانه به کشف حقیقت مبادرت کند. بطور غریبی همه از مفقود شدن کلی مبلغ سخن می کویند، اما کسی در پی شفاف سازی نیست.

دقیقا نمیدانم به چه علت،اما تنها دونفر بعنوان جانشین آقای نوربردی توسلی جهت تصدی گری سرپرستی هیات سوارکارگنبد معرفی شده اند. اولی آقای جلیل مفیدی و دومی آقای میکائیل قزلجه. آقای طیار علیرغم اینکه همه فکر می کنند از آقای قزلجه حمایت کرده است،از آقای مفیدی حمایت کرده است. این را بیشتر از خود مفیدی، قزلجه می داند. اما آقای مفیدی ، به دلایلی از سوی ریاست هیئت سوارکاری استان مورد تائید واقع نشد. با اینکه به جزئیات امور واقفم در این مجال نمیخواهم به آن بپردازم. به هرحال در تاریخ بیست و سوم آبان سال جاری برای سه ماه میکائیل قزلجه به سرپرستی هیئت سوارکاری گنبد منصوب شد. تلاشها برای رفتن توسلی به بار نشسته بود،اما قزلجه از کجا پیدا شده بود؟ چرا بجای دونفر تعداد بیشتری برای این سمت معرفی نشده بودند؟ چه تناسب و سنخیتی میان دونفر معرفی شده وجود داشت؟ ملاک و معیار معرفی نامبردگان برای معرفی چه بود که بین اینهمه افراد فعال در این حوزه ،دیگران فاقد آن معیارها و شرایطی که این دونفر بودند،محسوب گردیدند؟

خیلی ها هنوز هم نمی دانند قزلجهء ناشناس چگونه بقول خودشان از "لپ لپ" سر درآورده بود؟ کسی که گردو خاک میدان سوارکاری بر روی لباس اتو کشیده اش ننشسته و هیچ پیشینهء کار اجرائی نداشته و با این سن و سالش در مقابل افرادی که به اندازهء سن و سال او گردو خاک میدان را خورده اند، چه ویژگی وخاصیتی می توانست داشته باشد که بقیه نداشتند؟ اینها سئوالاتی هستند که افراد و مسئولین معرفی ایشان باید پاسخ دهند.

 

به هر طریق قزلجهءجوان بر روی کرسی سرپرستی حساس ترین، پر حاشیه ترین و پردرآمد ترین ورزش شهرستان و بلکه کل کشور تکیه زد. درآغاز به غیر از آنها که خودشان را برای نشستن روی آن کرسی شایسته تر می دیدند و دوستدارانشان، همه برق نور امید درچشمانشان درخشید. بالاخره کسی که تا به حال در هیچ امتحانی شرکت نکرده، از هیچ امتحانی هم رد نشده است! مثل املای نانوشته می ماند که غلط ندارد! اما وقتی قلم روی کاغذ می لغزد، خطا هم از آن می تراود!

من هم جزو کسانی بودم که از اوحمایت کردم. اوقبل از این که به این سمت منصوب شود از من تقاضای حمایت و مشاوره کرده بود. ازهیچ کوششی در حمایت صادقانه از ایشان دریغ نکردم. اما اصل را بر کار گروهی و قانونمند گذاشتم. بارها هشدار دادم راهی را که توسلی رفته است نرود چون لاجرم به همانجا خواهد رسید که او رسیده بود. کرارا این جمله را تکرار کردم که :" با مصوب کردن برنامه ها در جمع هیئت،بار مسئولیتی که بردوش داری را با دیگران تقسیم کن".  در آغاز کاستی ها را به حساب تراکم مشغلهء کاری و حواشی رایج در حوزه اسبدوانی گنبد گذاشتم. اما دیدم آقای قزلجه نه تنها به کار قاعده مند و قانونمد تیمی اعتقاد ندارد، بلکه دقیقا مانند آقای توسلی به "هیئت یکنفره" معتقد است. با شفافیت که ابدا نسبتی ندارد! تاکنون میلیونها تومان از اینطرف به آنطرف رقته و جابجا شده است بدون این که هیئت سوارکاری شهرستان مصوب کرده باشد. اصلا معلوم نیست اعضای هیئت چه کسانی هستند. اگر مشخص بود قبل از همه بایستی دبیر هیئت درجریان قرار می گرفت! قزلجه به هیچ صراطی مستقیم نبود. اما در اطرافش جوانان خوش فکر و فعال و صادقی جمع شده بودند. حتی آنها هم تا حال مورد مشورت قرار نگرفته اند و از بسیاری مسائل بیخبرند. مسائلی که باید برای دفاع از عملکرد قزلجه به دانستن آنها مسلح باشند،اما نیستند!

 

قزلجه فکر می کند درجایگاهی ایستاده که قادر است حتی رئیس فدراسیون و هیئت استان را نیز عوض کند. نمیدانم این توهم از کجا ناشی می شود. به گمان من او زیادی روی حمایت مربیان اسب حساب می کند. شاید فکر می کند با مدیریت آنها می تواند بعنوان "پشتیبانی آتش توپخانه"علیه فدراسیون و هیئت استان استفاده کند. اما این تنها خطای استراتژیک کسی می تواند باشد که با ساختار تشکیلات، بوروکراسی، قدرت و مدیریت بیگانه است. البته کسیکه تاکنون درهیچ تشکیلات اداری سابقهء فعالیتی نداشته طبیعی است دچار چنین حطائی بشود. اما خطای کسانی که چنین شخصی را برای چنین جایگاهی مناسب تشخیص داده اند بسیار بزرگتر است. اشخاص کوچک را برای سمت های بزرگ وافراد بزرگ را برای سمت های کوچک برگزیدن متاسفانه فاجعه ئی است که دچار آن هستیم.

 

✅اکنون که این مطلب را می نویسم هنوز "دبیر هیئت سوارکاری شهرستان گنبدکاووس" هستم. من کسی نیستم که در قید و بند جاه ومقام باشم و بشود با چشم بند پست ومقام چشمانم را به روی پایمال شدن حق بست . برای اثبات این ادعا چهل سال راه پیموده ام.  اینبار استعفا نخواهم داد.  تا وقتی هم که عزل نشده ام اینجا خواهم ایستاد. درمقابل هر انحراف و فسادی. مثل همیشه آماده ام هزینهء حفظ اعتبار و شخصیتم را با آماج تهمت و توهین و فشار شدن بپردازم.  همیشه برایم سئوال بود چرا همه بطرز عجیبی علاقمندند به حوزهء اسبدوانی وارد بشوند. اکنون تا حدودی می فهمم چرا.  زیرا هنگام ورود به اینجا بوی کباب را حس می کنید. فقط، بعضی وقتها این بو، بوی خری است که قبل از ورود ما داغ کرده اند. همان بعضی وقتهاست که  بعضی ها نمی دانند آنجا که ایستاده اند دقیقا صف کباب خوری است یا صف کباب شدن!

 

این گزارش اولین گزارش در زمینهء اتفاقات جاری در اسبدوانی گنبد است که حول محور کلیات و بعنوان مقدمه تقدیم مردم می گردد. گزارشات بعدی در قالب تحلیل با جزئیات بیشتر ادامه خواهد داشت.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

گولکولوک

 

 

خیرین ایلیارتورکمنصحرا

برای کمک به بیماران تهیدست
شماره کارت
 6037691980012124
شماره حساب
0109936533002
  بانک صادرات شعبه مدنی گنبد

 

 

شماره تماس سفارش:

0935

354

5288

 

خیریه احسان

تلفن:

33230357

شماره کارت ملت

3672_7007_3377_6104